![]() |
![]() |
|
| وقتي که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کردإآدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده کرد |
|
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در می زند در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر می زند |
|
+ دست نوشته های من در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:1 توسط فرزانه |
|
|
اولین صفحه ایمیلم آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به من می گفت:
انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر میمیرم باورم نمی شد یه امتحان ساده بود سالهاست در تنهایی پژمرده ام کاش امتحان نمی کردم... |
| فراموش شده ها |
|
دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|