![]() |
![]() |
|
| وقتي که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کردإآدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده کرد |
|
|
|
+ دست نوشته های من در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 13:46 توسط فرزانه |
|
|
گل صداقت شاهزاده به دختران گفت:به هر یک از شما دانه ای می دهم کسی که بتواند در عرض ۶ ماه زیباترین گل را برای من بیاورد همسر من و ملکه چین خواهد شد. همه اعتراض کردند که در گلدان او هیچ گلی نیست شاهزاده گفت:این دختر تنها کسی است که گل را به ثمر رسانده دانه هایی که به شما دادم سنگ ریزه بودند این دختر گل صداقت در این ۶ ماه پرورانده پس او سزاوار همسری شاهزاده می شود..... |
|
+ دست نوشته های من در
سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 21:13 توسط فرزانه |
|
|
وقتی میخواستم زندگی کنم: راههارابستند
وقتی میخواستم سخن بگویم گفتند:دروغ است وقتی میخواستم از دوریت بگویم گفتند:کودکانه است وقتی میخواستم عاشق شوم گفتند:گناه است وفتی میخواستم به زندگی لبخند بزنم گفتند:دیوانه است وقتی میخواستم به ستایش در ایم گفتند:ریاکاراست وقتی میخواستم سکوت اختیار کنم گفتند:عاشق است |
|
+ دست نوشته های من در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:42 توسط فرزانه |
|
|
اولین صفحه ایمیلم آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به من می گفت:
انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر میمیرم باورم نمی شد یه امتحان ساده بود سالهاست در تنهایی پژمرده ام کاش امتحان نمی کردم... |
| فراموش شده ها |
|
دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|